...

 

وای که چقدر گاهی گریه خوبه. انقدر گریه کنی که چشمها و لبت دِفرمه شن، بینیت اندازه ی تربچه شه، پلکات بسوزن و مژه هات سیخ سیخ شن، حالت تو دماغیه صدات تا ساعتها بمونه، بدنت ضعف بره، دستات بلرزن و پاهات جون نداشته باشن و حتی کسی که ازش کلی توقع داری به یه "گریه نکن" ساده اکتفا کنه -اما خودشُ با حرفهای دیگه تیکه تیکه کنه که قلبت آروم شه، اینُ ذکر کردم که بی چشم و رو نبوده باشم- حتی یه قسمت از موهات انقدر اشکی شده باشه که مثل چوب خشک شه...

بعد یهو حس کنی که آخیـــــش... چقدر راحت تری... در حالی که در واقع هیچ کدوم گره هایی که اینجوری به هق هق انداختنت باز نشدن... بعد همش با خودت میگی چقدر گاهی گریه خوبه...

 

/ 0 نظر / 16 بازدید