همه چیز درست میشه. مگه نه؟

خب. حالا از سوغاتی که براش خریدم بگم. ایشون صندوقچه ی مذکور هستن ..

 

اینها هم خرت و پرت هایی که گفتم ..

 

 

این هم محتویات صندوق ..

 

اینم محتویات به علاوه ی اون خرت و پرتا که انگار با بیل تو صندوق ریخته شدن!! :|

 

بعدشم گذاشتمش این تو ..

 

 بعدترشم این تو .. !!

 

از اون جایی که تعداد دفعاتی که برای یه پسر هدیه (و امثالش) خریدم حتی به تعداد انگشت های یک دست هم نمیرسه هیچ چیز به ذهنم نمیرسید. فکر نمیکنم همچین چیزی براش هیچ کاربرد یا جذابیتی داشته باشه :|

تا یادم نرفته اینم از فسقلی های دوست داشتنیم ..

 

فک کنم تو این عکس کاملا مشخصه که اصلا هیچ علاقه ای به باب اسفنجی ندارم، نه؟!

 

 

/ 0 نظر / 23 بازدید