عنوان که هیچی، یعنی تگ این پست "ویت هیم" باید باشه؟؟

 

تازه رسیدم خونه. حس خیلی عجیبی دارم. هم ناراحت هم خوشحال هم شرمسار هم مغرور هم...

با پتروس بودم. حرفایی زدیم که هیچ وقت بخاطر غرور، دوست داشتن یا حتی حفظ آرامش به هم نگفته بودیم و همین حرف نزدنها چند ماه پیش ما رو از هم دور و یه اشتباه از طرف من -که هیچ وقت فکر نمیکردم همچین موضوعی دلیل رفتارهای پتروس باشه- همه چیز رو خراب کرد و اونم حق داشت که کم بیار... من بدجور پشتش رو خالی کرده بودم، در حالی که فکر میکردم خیلی ساپورتیو دارم عمل میکنم! واقعا نمیتونین تصور کنین چقدر شرمنده م.. آرزو میکنم هیچ وقت هیچ کس این موقعیتی رو که دارم درک نکنه، نچشه... اولین باریه که تو همچین موقعیتی قرار گرفتم...

هر دو به سهم خودمون مقصریم، اما من تمام مدت که تو ماشین کنارم نشسته بود و تو کافه رو به روم، بعلاوه ی قدم زدنمون تو اون پارک مورد علاقه ش، انقدر خجالت کشیدم که انگار تب کرده بودم و الان از بدن درد نمیتونم تکون بخورم!

تقریبا تمام مدت زل زده بودم به دیزاین ناخنم که اگه نبودن قطعا از شدت فشار غش کرده بودم!

اصلا دیگه دوست ندارم در مورد این موضوع صحبت کنم:(

 

 

 

+ احتمال اینکه متن این پست به کلی عوض بشه بسیار میباشد!

/ 0 نظر / 15 بازدید