...

 

میدونستم این حس موندنی نیست. میدونستم هیچ وقت دیگه مثل بچگیام قلبم از شوق تند تند نمیزنه. اصلا برام مهم نیست در موردم چطور قضاوت شه اما خیلی وقته هیچ حسی به خاکم ندارم.

نه واسه اینکه یکسال تلاشم واسه رسیدن به یه شغلِ خیلی خیلی معمولی و حتی از دیدِ یه عده سطح پایین، به باد رفت، اونم فقط بخاطر یه مصاحبه ی احمقانه ی عـ.قیدتی سیـ.اسی. این شاید کوچیک ترین دلیل باشه... میدونم امثال من کم نیستن... مشکل اینجاس که هیچ نقطه ی روشنی هم دیده نمیشه!

من زحمتمُ کشیدم، اصلا برام مهم نیست که استخدام نشم و علت رد شدنم، بلد نبودن اذان باشه... هنوز معلوم نیست چی پیش میاد. باید امیدوارم باشم ولی دیگه کو حوصله و انگیزه؟!

 

/ 0 نظر / 10 بازدید