دارم هوایی میشم

 

انقدر امثال این سوال ها ازم پرسیده شد که خودمم به شک افتاده بودم... "تو چرا دلت تنگ نمیشه؟"، "چه جوری تحمل میکنی؟"، "یعنی الان اصلا فکرت درگیر نیست؟"، "دروغ میگی! یعنی تو این مدت حتی یک بار هم نمیتونی بهش زنگ بزنی؟"، "یعنی همین مکالمه های کمتر از یک دقیقه اونم دو سه روز یه بار برات کافیه؟"، "تو اصلا دل داری که بخواد تنگ بشه؟" و در نهایت با این جمله مواجه میشدم که "خوش بحالت که انقدر قوی و محکمی، من جای تو بودم دق میکردم."

واقعا برای خودمم سوال شده بود! فکر میکردم نکنه باید به حسم شک کنم... اصلا کم کم داشتم نگران میشدم ولی... بله، دو روزه دچار یه حس بیش از حد مجاز شدید و حاد شدم که همه ی این نگرانی هام رو رفع میکنه... خب مگه چمه که نباید دلم تنگ شه یا این حس رو به زبون بیارم؟؟ تازه بعضی وقتا لوس و بغضی هم میشم...!!

 

/ 0 نظر / 17 بازدید