همیشه با انتخاب عنوان مشکل داشتم!

 

به شدت درگیر کلاسام هستم و حتی سعی میکنم هر روز خودم رو درگیرتر کنم! مخصوصا که از امروز کلاسهام تخصصی تر هم شدن... و بجز این کلاس زبان هم ثبتنام کردم که از نهم مهر شروع میشه! بعد اصلا همین درگیری ها یکی از علت هایی بود که کمک کرد با همه چیز راحت کنار بیام. تازگیا به طرز وحشتناکی ایزی گُینگ شدم! البته که گاهی وقتا بی نهایت غمگین میشم، اما دلای عزیزم دقیقا حق با توه، همه چیز که نه، اما خیلی چیزا دست خودمه و دارم سعی میکنم حواسم باشه، بیشتر از همیشه...

راستی! ارشد! هر دو، هم سراسری هم آزاد قزوین قبول شدم! تا چند ماه پیش همچین نتیجه ای عیناً تحقق یکی از آرزوهام بود، الان اما به خاطر تداخلش با کلاسام مجبورم چشمام رو روش ببندم و منتظر تکمیل ظرفیت دانشگاه آزاد باشم تا هم کلاسام تموم بشه و هم شهری رو انتخاب کنم که قراره بعد از استخدام، ساکنش بشم. البته یه سری فکرای عجیب غریب هم به سرم زده که دوباره تغییر رشته بدم که اگه امسال بخاطر کارم نتونستم برم دانشگاه، رشته ای رو امتحان بدم که به کارم مرتبط باشه!

خدای من! چقدر نوشتن برام سختتر شده! نه میدونم چی بنویسم نه میدونم چجوری باید تمومش کنم! همش تقصیر ضعیف شدن فیزیکیم و کمبود وقته که این همه از وبلاگم دور شدم!! به غیر از این بازم کرم تغییر آدرس و هویت مجازی افتاده به جونم! اما خب همونطور که گفتم این فقط یه کرمه! با یه قرص کرم کُش هم حل میشه! من اینجا دوستای بی نظیری دارم که به هیچ وجه حاضر به از دست دادنشون نیستم :)

 

/ 0 نظر / 20 بازدید