چه اعتراف سختی

 

برای اولین بار تو عمرم دست به همچین کاری میزنم. واقعا نمیدونم چجوری و چرا، با شماره ای که نمیشناسه شماره ش رو میگیرم!!!

با خودم فکر میکنم که حتما عقلم رو از دست دادم... که یهو از چیزی که میشنوم هنگ میکنم! " چه بلاتکلیفم، وسط این بحران... تو کجایی بانو... " انقدر که این آهنگ برام هیجان انگیزه، صداش نیست! در واقع اصلا صداش برام دوست داشتنی نیست که هیچ، نسبت بهش آلرژیک هم هستم و زود قطع میکنم و سیم کارت لعنتی رو از گوشیم در میارم و پرت میکنم جایی که پیداش نکنم.

خودمُ تو بد دردسری انداختم انگار! یه تناقض زرجر آور که نمیدونم چجوری حلش کنم! دلم پر میزنه که اون آهنگ لعنتی رو گوش بدم... پرت میشم تو خاطره ها... آره... یه چیزی یه جایی جا مونده. هنوز یه چیزی باریک تر از مو هست که داره شیطنت میکنه... باید کاتش کنم. و کاتش میکنم.

آخیـــــش... :)

 

/ 0 نظر / 19 بازدید