بهم میگه مورچه!

 

آخه ها... کلا از ولن نوشتن برای من کار مشکلیه! از دیدن شور و هیجانِ دوستام تو حوالی این روز خیلی انرژی میگیرما... اما این که خودم شخصا درگیرش باشم واسم دوست داشتنی نیست! 

بعد امسال این روز، در حالی که حتی یک درصد هم فکرش رو نمیکردم، یه جور غیر منتظره ای منو غافل گیر کرد! اجازه بدین وارد جزئیات نشم، حتی عکس هم نمیذارم!

بعضی اتفاقای خوب بهتره که فقط یه سایه ی کم رنگ ازشون باقی بمونه... 

مرسی چهارده February دوهزار و چهارده بابت خوشمزگیت :)

 

/ 0 نظر / 19 بازدید