میشه عنوان دو تا چشم باشه با نگاه همیشه مبهمش؟

 

هیچ وقت نتونستم یه گوشه بشینم و نگاه کنم ببینم همه چیز خوب پیش میره یا نه و بعد تصمیم بگیرم. همیشه باید یه برنامه ی بلند مدت برای خودم داشته باشم و به همه ی ابعادش مسلط باشم.

ارشد چیزی نیست که بتونم چشمم رو روش ببندم و ازش بگذرم، از طرف دیگه هیچ آینده ی شغلی خوبی پیش رو نداشتم، حتی زمانی که ارشدم هم تموم میشد هیچ تضمینی وجود نداشت که بتونم یه کار خوب برای خودم داشته باشم. با در نظر گرفتن همه ی شرایط و امیدوارم بودن به خوب پیش رفتن همه چیز برای آموزش اون شغل ثبتنام کردم. مصاحبه ها هم به خوبی طی شد و از شنبه آینده هم کلاسا شروع میشه.

حالا دیگه صبحا که بیدار میشم میدونم باید خیلی خیلی خیلی بیشتر تلاش کنم و یادم بمونه امید داشته باشم،امید داشته باشم که میتونم این دو مرحله مهم رو هم زمان و با موفقیت طی کنم و فکرای منفی رو برای همیشه بریزم دور. این روزا ایناس که زندگی رو برای من خواستنی تر کرده.

دوره ی خدمت پتروس هم از دیروز شروع شد و از امروز تا دو ماه آینده هیچ راه ارتباطی ای با هم نداریم، اصلا بذارین در این مورد چیزی نگم... حداقل فعلا...

دوستای خوبم بازم مرسی که تنهام نذاشتین و تصمیم گیری رو برام راحت تر کردین لبخندماچ

 

/ 0 نظر / 18 بازدید