و بالاخره آزاد شدم :دی

 

قصد نداشتم به این زودی ها آپ کنم. ولی 25 آذر 91 روزی نیست که بشه از ثبت کردنش گذشت. 4 سال واسه رسیدن به این روز ثانیه شماری کردم. میدونم شق القمر نکردم و آپلو نفرستادم تو آسمون، ولی بالاخره اون مدرک لعنتی مال من شد! بله، امروز رفتم آخرین امتحانمُ دادم و همون موقع هم نمره م رد شد و بعدم رفتم تسویه حساب و فارغ التحصیل شدم :دی

میدونم این همه ذوق غیر عادیه و لابد با خودتون میگین دختره چقدر بی جنبه س، ولی تمام امروز من یه خر ذوق واقعی بودم:دی

تنها قسمت تلخ امروز این بود که هیچ کس نبود که این ذوق رو باهاش شیر کنم جز دوستای مجازیم! آخه قرار نبود اینجوری پیش بره و یه برنامه های خاصی برای این روز داشتیم که خب نشد و فکر کردن بهش بی فایده س و در کل بگذریم اصلا :)

چه حس جالبی دارم الان :دی من با این همه انرژی چی کار کنم ؟! حس توپ وروجک کوچولو ها رو دارم که نمیتونن یه جا بند شن!

 

 

 

+ اصلا عکس خوبی نیست. یه جورایی چیپه حتی، مخصوصا با اون سانسور ضایع ش :دی ولی برای من... اُه معرکه س :دی مخصوصا اون برگه که بهش میگم سند آزادی P:

 

  
نویسنده : بی پــروا ; ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ آذر ۱۳٩۱
تگ ها : دیلی ، روزهای مهم ، :)