نقطه تهِ خط.

 

عملا تنها نبود ولی همیشه گلایه میکرد که تنهاس...

سرش شلوغ شد و مشغله هاش زیاد و دلخوشی هاش جدید. و حتما اطرافش پر از آدمای جذاب تر...

نمیدونم چه اتفاقی افتاد و چی شد... دیگه خبری از اون حس های شدید چهار سال پیش که قرار بود ابدی شه نبود... عوض شد و هر روز غریبه تر...

و در نهایت، قصه ی ما به سر رسید.

 

  
نویسنده : بی پــروا ; ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩۱
تگ ها : آی دُنت نُ