نخیر، عنوان نداریم.

 

باز دوباره من میخوام برم بیرون و عزا گرفتم که چی بپوشم آخه :((

ظهر رفتم حمام و موهامُ آیرون کشیدمُ موقع ناهار لاک زدمُ بعدشم به پوستم رسیدم. اما هنوز نمیدونم چه رنگی آرایش کنم و چی بپوشم!

هوا از نظر منِ سرماییِ همیشه لرزون که حسابی وحشتناک سرد شده، ولی نمیدونم از دید عموم که همیشه دوست دارن با نگاهشون چشم آدمُ در بیارن انقدر سرد هست که بشه چکمه پوشید یا نه! البته من همیشه همون کاری رو انجام میدم که از نظر خودم درسته و کاری به مردم(!) ندارم ولی خب یه جناب پتروس در زندگیم هست که خفه میکنه آدمُ از بس غر میزنه سر این چیزای مسخره، که ببین یارو داره چه جوری نگاه میکنه و اون یکی چی کار کرد و این یکی اِل کرد و بِل کرد و بلاه بلاه بلاه...!

اَه...آخه این چه وضعشه :(( واقعا کمبود یه دوست صمیمی رو تو همه ی ابعاد زندگیم حس میکنم، یه نفر که شبیه خودم باشه و از دنیای خودم، چند بار میخواستم در این مورد بنویسم ولی نشد، اما الان واقعا احتیاج به یه دوست واقعی دارم که تو این شرایط مسخره ی روحیم و دپسردگی پی ام اس بهم بگه که با کدوم آرایش بهترم و خودش از تو کمدم هر چیزی که به نظرش بهتر میاد برام انتخاب کنه و وقتی دارم چشمامُ میکشم و مجبورم تو چشمام زُل بزنم قبل از اینکه اشکام سرازیر شه و گند بزنه به همه چیز حواسمُ پرت کنه و در آخر سه/چهار تایی یه شب خوب با هم داشته باشیم...

قدر دوستای خوبتون رو بدونید .

 

  
نویسنده : بی پــروا ; ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آذر ۱۳٩۱
تگ ها : دیلی