...

 

همیشه یه سری آدما هستن که یه جور خاصی روشون حساب میشه.

همونا که همیشه تو بدترین شرایطشون میخندن و میخندونن، همونا که واسه خوش گذشتن وجودشون تو جمع لازمه، نه این که خیلی پرفکت باشنا، نه، ولی پایه ن و ضد حال نمیزنن، تو هر شرایطی خوشونُ وفق میدن و همه چیزُ آسون میکنن. همون که وقتی دلت میگیره انتخاب اول و آخرتِ تا آخرین کلمه ی حرفاتُ گوش میده و آخرش با خنده ازش جدا میشی در حالی که حتی به ذهنت خطور نمیکنه اون لحظه که همراهت اشک میریخت به خاطر عمیق تر بودن زخم خودش بوده، همینایی که ظاهر آروم و شیطونی دارن، همینا که اگه ببینی ناراحتن تعجب میکنی، حتی بعضی وقتا فک میکنی وقتی اینا غصه دارن حتما دنیا به آخر میرسه به زودی، همینا که فک میکنی چقدر خوش به حالشونه و حتما چقدر آرامش دارن...

این آدما خواسته یا ناخواسته مسئولیت سنگینی به عهده شونه، باید همیشه قوی باشن، باید هر روز حرفاشون امیدوار کننده تر از دیروز باشه، حق ندارن دلشون بگیره، حق ندارن کم بیارن، هیچ وقت هیچ کس نباید اشکاشونُ ببینه چه برسه به این که پاکشون کنه، باید طبیب حاذق و همیشگی خوشون باشن، باید بلد باشن که خودشون تنهایی خودشونُ ترمیم کنن،اگه سست شن خیلیا رو نا امید میکنن، هیچ وقت نباید یادشون بره که تو فکر اطرافیان چه جایگاهی دارن، هیچ وقت نباید یادشون بره از هیچ کس نمیتونن کمترین سطح توقع رو داشته باشن، فقط آخر شب تو اتاق سرد و تاریکشون میتونن نقابشونُ کنار بزنن و ...

فکر نکنین این جور آدما دو رو یا ریا کارن، نه. تنها دروغشون همون نقابه خندونشونه که برای آرامش اطرافیانشون تا آخرین لحظه ی عمر به صورت دارن ...

 

+ محکم تر از همیشه میگم، باید قوی تر باشم، باید تا بی نهایت قوی باشم.

 

 

 

  
نویسنده : بی پــروا ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ آذر ۱۳٩۱
تگ ها : آی دُنت نُ