روزای خوب رو باید ساخت

 

تا چند ساعت دیگه پیشِ هم خواهیم بود . بخاطر پریود زیاد از شرایطم راضی نیستم ، حتی دیشب میخواستم قرار امروز رو کنسل کنم ، چهره م خسته و بی روح شده و نمیدونم چی بپوشم که حال نه چندان خوبم رو کاور کنه . اینو با یه مسیج بهش گفتم " هروقت با تو میخوام برم بیرون نمیدونم چی بپوشم:((( " البته جوابی که داد نتونست زیاد دلگرمم کنه ولی بهتر از هیچی بود " سخت نگیر ، همه جوره خوبی...:) "

تصمیم خودمُ گرفتم، باید اعتماد به نفسمُ بالا ببرم ، مانتوهای مشکیمُ میذارم کنار ، پانچو آبی کاربنی با شال ستش و کالج گلبهی . حوصله ی کیف ندارم،فقط کیف پول بزرگمُ برمیدارم . شک دارم که جین بپوشم یا ساق سورمه ای ... نه هنوز اونقدرا هم اعتماد به نفسم قوی نیست،جین مناسب تره. باید تو آرایشم بیشتر دقت کنم.مخصوصا چشمام و پوستم که دوباره حساس شده.بعد از مدتها یه خط چشم بارک و نصفه به سبک خودم و یه ریمل مرتب جوری که مژه هام حسابی مشکی شن و در عین حال مثل شهناز تهرانی (!) نچسبن به هم ، یه رژ گونه ی خیلی ملایم و رژ صورتی مورد علاقه م ... بهتر شد . فقط موهام ... زیاد ازشون راضی نیستم ولی میدونم که دوست داره . مهمترین قسمت انتخاب عطری بوش حسابی موندگار باشه.همیشه انتخاب اول و آخرم ورساچی،برایت کریستاله،بویی که باهاش منو میشناسه ولی میدونم که اونجور که توقع دارم موندگار نیست،میرم سراغ عطرای مامان، با دیور یه دوش حسابی میگیرم...یادم نمیره که کرم دست بی بو بزنم تا دستم مثل همیشه نرم باشه و بتونم به دستمم از عطرم بزنم تا دستش بوی دستمُ بگیره . کلا دوست دارم وقتی پیشش نیستم هم چیزی باشه که حس کنه هستم !! کاره دیگه ای نمونده ، از الان تا وقتی که برسه فرصت دارم برم جلوی تک تک آینه های خونه و از خودم ایراد بگیرم !! راستی ، یادم باشه که سعی کنم از همیشه خوش اخلاق تر باشم و از جمله هایی که میدونم خوشش میاد استفاده کنم (;

قبلا از این کار متنفر بودم ولی تازگیا بدم نمیاد یه آلبوم از عکسایی که آخرین لحظه از آخرین تصویرم تو آینه داشته باشم !

 

 

 

  
نویسنده : بی پــروا ; ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩۱
تگ ها : دیلی