اینم از یه روز خوب که به بدترین شکل خراب شد

 

خیلی جالبه ! حتی دیگه هیچ رغبتی به صحبت کردن با هم نداریم :) انگار واقعا نمیخوایم چیزی درست شه . گفته بود فردا و پس فردا برناممُ خالی بذارم تا قبل از رفتنش یه صحبت مهم با هم داشته باشیم ! منم خیلی شیک برای فردا با 'زد' ، هم دانشگاهیم که از تیر تا حالا ندیدمش و به تازگی نامزد کرده برای فردا قرار گذاشتم که از عصر تا شب برای شام با هم باشیم !

امروز عصر هم با اینکه حسابی داغون بودن مثل یه دختر بچه ی 12 ساله برای اینکه مثلا حرصشُ در بیارم دعوت 'پری' رو پذیرفتم و با 'بی' (سوشال فرند پری)  سه تایی رفتیم بیرون ! میدونم کارم خوب نبود ، ولی اصلا پشیمون نیستم ! کار اشتباهی نکردم . فقط برای فراموش کردن رفتارهای دوست پسر عزیزم با رعایت کامل خطوط قرمز خوش گذروندم . حتی وقتی 'بی' خواست باهام تنهایی صحبت کنه قبول نکردم !

مامان و کیتی بازم رفتن مسافرت و تا شنبه منم و در و دیوار خونه !

 

 

 

  
نویسنده : بی پــروا ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩۱
تگ ها : دیلی