قوی شو دختر

 

کم کم داره زنگ خطر وضعیت نا بسامان زندگی بصدا در میاد . اگه زودتر به خودم نجنبم معلوم نیست چی سرم بیاد ...

باید خیلی خیلی زود کارای پایان نامه م رو شروع و تو مدت خیلی کم تموم کنم و تکلیف اون یه درس باقی مونده رو روشن کنم و دفتر دانشگاه رو ببندم ، باید برم دنبال کارای پاسم ، باید خیلی زود اطلاعاتم در مورد کتابایی که برای ایلتس لازم دارم رو کامل کنم و کلاس فشرده ثبت نام کنم . باید یه کار خوب پیدا کنم که در کنارش بتونم کارای دکتر رو هم انجام بدم ، اُه داشتم فراموش میکردم ! باشگاه ! نباید دیگه بیشتر از این بندازمش عقب .

خیلی کارا برای انجام دادن دارم ولی . . . نمیفهمم چرا تو کما ام ! بی حس ، بی حوصله ، بی تحرک ، بی انگیزه و . . .

باید زودتر به خودم بیام . . . داره دیر میشه و اینُ خوب میدونم که همیشه خیلی زود دیر میشه . . .

نسبت به خودم یه جور حس مادرانه دارم !! باید این دختر بچه رو خیلی خوب بزرگ کنم . . .

 

     

 

  
نویسنده : بی پــروا ; ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳٩۱
تگ ها : روزهای مهم