ای کاش میشد که دنیا تو اون روزا رو یه بار دیگه بهم پس بدی...

 

دوستان دانشگاه آزادی، خواهشمندم از فکرها و نظرهای این مغز پوسیده که در ادامه ی پست ذکر شده دلخور نشین. مغزش پوسیده س دیگه، توقعی ازش نیست چشمک

نمیدونم چرا! ولی از همون موقع ها واسه کنکور سراسری میخوندم، فکر میکردم کنکور داشگاه آزاد که درس خوندن نمیخواد که! یعنی فکر میکردم همون که واسه دولتی میخونی واسه نفر اول شدن تو آزاد زیاد هم هست! حتی همون سال 87 یادمه 5ام که کنکور دولتیمُ دادم دیگه لای هیچ کتابی رو باز نکردم و 14ام هم فقط به اصرار مشاورم رفتم برای کنکور آزاد. یادمه کلی به سوالا خندیدم که چقدر ساده و مسخره ن! حتی دقیقا یادمه یکی سوالای عربی این بود که معادل عدد شش در زبان عربی چیست؟!! یعنی سر این سوال پقی زدم زیر خنده!! نتیجه هم خیلی عالی بود. انتخاب اولم قبول شده بودم یعنی رشته ی مورد علاقه ی اون زمانم. با یه تراز فوق العاده. حتی از اون دانشگاه باهام تماس گرفتن و گفتن کلی تخفیف بهم میدن چون جز ده نفر اول بودم. انقدر غد بودم که میگفتم عمرا برم آزاد، رتبه ی دولتیم هم اصلا خوب نبود. گفتم میخونم واسه سال دیگه و باید تو دانشگاه و رشته ای درس بخونم که در حدم باشه!! بعد اما نمیدونم چی شد خر شدم و تو تکمیل ظرفیت به زور خانوادم رفتم اون دانشگاه غیر انتفاعی نفرت انگیز و ریاضی-کاربردی ثبت نام کردم!!!

کلا همه اینا رو گفتم که بگم چقدر احمق بودم که فکر میکردم کنکور دانشگاه آزاد درس خوندن نمیخواد! خیلیم میخواد. با این شهریه ی سنگینش حتما آدم باید نفر اول باشه تا بتونه تو این خراب شده از پس هزینه هاش بربیاد! خلاصه که تصمیم گرفتم برای آزاد ثبتنام کنم و حسابی هم بخونم. به مجاز شدن دولتی که امیدی ندارم، چه برسه به قبولی!!

 چقدر حرفای بی سر و ته میزنم این روزا! کاملا تابلوه که دارم فرار میکنم،نه ؟!

راستی! جشن سده مبارک...

 

  
نویسنده : بی پــروا ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها : دیلی ، آی دُنت نُ