یعنی تونستم یه پست کوتاه بنویسم؟!

 

- این چه کاری بود واقعا؟!

با اکانت دوستم اسممُ سرچ کردم، یه نگاه کردم... بدو بدو ساین ات شدم و رفتم تو اکانت خودم و یه سری از Questions رو آنوُت کردم...! 

 

- بعضی کامنتا هستن که نمیذارن سر قولت بمونی، یه جوری ذوق مرگت میکنن که اصلا اشکات بند نمیان... چجوری بگم مرسی؟ چجوری بگم عاشق همتونم؟ چجوری بگم که با وجودتون دنیای مجازی رو برام فوق العاده کردین؟ :)

 

- دارم آخرین عکسام که مال همین چند هفته ی اخیرن رو نگاه میکنم. تو یه چیز همشون مشترکن! چشمای پر از اشک و لبخند کج و کوله ی زورکی! البته در جریان هستین که؟ اون اشکا مال حساسیت و سرمای هواس، وگرنه بغض چی هست اصلا!!!

 

 

- یک ماه گذشت!

دیدی پسرک؟ حتی این بار که اومدی به افتخار حضور دوباره ت تو این شهر، پست هم نذاشتم! دیگه نه هیجانی هست نه اشتیاقی نه...

 

 

  
نویسنده : بی پــروا ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱
تگ ها : دیلی ، آی دُنت نُ